A Glimpse of Life
Static
Side-bar GIF

A Glimpse of Life

و وقتی که هیچ‌کس نیست که صبح‌ها بیدارت کنه؛ و وقتی که هیچ‌کس نیست که شب‌ها منتظرت باشه؛ و وقتی که می‌تونی هرکاری که دلت می‌خواد انجام بدی؛ اسمش رو چی می‌ذاری؟ آزادی یا تنهایی؟
- چارلز بوکوفسکی -

leaf
star
moon
snowflake

لبخندهای 403

1. «وقتی رفتیم خونه خودمون، با هم sailor moon ببینیم؟»

2. کلماتی که سال‌ها منتظر دیدنشون بودم رو، روی اسکرین لپ‌تاپ دیدم.

3. اون چند ساعتی که کنار همدیگه غذا خوردیم، رفتیم کتابخونه مرکزی و کتاب کودک خوندیم.

4. هربار که سفت بغلت می‌کردم؛ و لحظه‌لحظه‌ی وقت‌هایی که با همدیگه گذروندیم.

5. کلکسیون بلولاکی که خودمون درست کردیم، توی کتابخونه‌ی کنار میزم.

6. واقعی شدن رویاها و نشستن سرکلاس اساتیدی که از هر دقیقه‌ش لذت بردم.

7. گل‌های فراموشم نکن توی باغچه‌ی کوچیک حیاط خونه.

8. 14 آبان و لوفی.

9. دوچرخه سواری و کنار همدیگه پدال زدن.

10. تایم خالی بین کلاس‌ها توی تاریکی نمازخونه دراز کشیدن و با سریال/انیمه گریه کردن.

11. قدم زدن لای قفسه‌ها توی سکوت مطلق.

12. کتاب خیلی خیلی چاق دیوید کاپرفیلد و هفته‌هایی که پنجره رو باز می‌گذاشتم، زیرش می‌نشستم و فقط می‌خوندم.

13. مامان و خنده‌هاش.

وقتی داشتم این پست رو می‌نوشتم یه لبخند دیگه اضافه شد.

14. یه بلوط گرد با دوتا پای کوچولو و «بیا، عیدی».

 

می‌تونستم خیلی بیشتر بنویسم؛ به اندازه‌ی تمام این سه سالی که لبخندی ننوشته بودم چون هیچ‌وقت به حداقلِ تعداد نمی‌رسید. ولی همین‌ چهارده تا لبخند پررنگ کافیه. 403 مهربون بود. چمدونی داشت پر از چیزهای کوچیک و بزرگ دوست‌داشتنی. چیزهای زیادی بهم داد ولی فکر کنم بزرگ‌ترینش این بود که بهم نشون داد سال نکو حتما از بهارش پیدا نیست. و اینکه صبور باشم چون اتفاقات خوب راهشون رو یه‌جوری به سمتم پیدا می‌کنن.

سه شنبه ۲۸ اسفند ۰۳
نظرات (۱۱)
𝚂𝚎𝚕𝚎𝚗𝚎 --

عه وا سلامم :)) چقدر خوشحال شدم از دیدن دوباره ستاره‌ات. TT

۲۹ فروردين ۰۴، ۱۲:۰۶
پاسخ:
سلامم :)) منم از دیدن کامنتت خیلی خوشحال شدم.

آره خوبم. خودت چطوری؟

عزیزم. منم واقعا..

نه جایی نمی‌نویسم. اگه یه روزی (بعد از کنکور یا هر وقت) خواستم بنویسم یادم می‌مونه بهت خبر بدم. :*)

۲۹ فروردين ۰۴، ۱۲:۰۷
پاسخ:
منم بد نیستم.
وای هورااا! پس منتظر می‌مونم.
mitsuri ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌

دیدن ستاره ی قشنگ اینجا میتونه جزو لبخندهای ۱۴۰۴ باشه.

۴ فروردين ۰۴، ۱۴:۵۶
پاسخ:
قربونت برم خب. ممنون که اینجا رو می‌خونی. :*)))

ببخشید سرکار خانم این پست بود یا باد بهاری؟

دلم می‌خواد دوباره و دوباره بخونمش. دلتنگ تو و اینجا بودم.

۴ فروردين ۰۴، ۱۴:۵۵
پاسخ:
سمررر. دلم تنگ شده بود دختر. حالت خوبه؟
وای. با یه جمله قلبم رو فشردی. قلب برای تو. واقعا منم همین‌طور. جایی نمی‌نویسی؟ 

چه حس خوبی داشت. به امید لبخند‌های بیشتر توی سال جدید. 

خواستم بگم احساسی که تو و وبلاگت بهم میدین خیلی جادوییه. توی تلگرام دیلی نداری؟ 

۴ فروردين ۰۴، ۱۴:۵۱
پاسخ:
متشکرم:")) امیدوارم تو هم سال پر لبخند و قشنگی داشته باشی.
وای! خیلی از شنیدنش خوشحال شدم. دیلی دارم ولی خیلی توش نمی‌نویسم:(
این لینکشه.
سُولْوِیْگ 🌻

نمی‌دونم چند بار این پست رو خوندم. شاید ده بار؟

کاش همیشه بخندی و کاش همیشه لبخندهات رو ببینم. 

۴ فروردين ۰۴، ۱۴:۳۸
پاسخ:
بغل محکمِ محکم.

این چالش رو دوست دارم. لبخند‌های بقیه رو می‌خونم و منم ناخودآگاه لبخند می‌زنم. انگار شادی و لبخند‌ها نیروی جادویی داشته‌باشن و بتونن به دیگران هم انتقال پیدا کنن.

امیدوارم 1404ـت 1404تا لبخند داشته باشه :))

نوروزت مبارک~

۲۹ اسفند ۰۳، ۱۷:۵۵
پاسخ:
دقیقا دقیقا. وبلاگ واقعا جای عجیبیه.
وای :))) چه آرزوی خوبی. ممنونم. امیدوارم تو هم سال فوق‌العاده و پر لبخندی داشته باشی. عیدت پیشاپیش مبارک3>
زری シ‌‌‌

گوگولی :)))

۲۹ اسفند ۰۳، ۱۷:۵۴
پاسخ:
:")))))
هلن پراسپرو

آماده‌م که راجع به این لبخند‌ها گریه کنم ironically enough.

چه سال قشنگ و محشری و امیدوارم سال بعد بهتر و بهتر هم بشههه

۲۹ اسفند ۰۳، ۱۷:۵۴
پاسخ:
چقدر جالبه که جفتمون با لبخندهای اون یکی می‌تونیم گریه کنیم :)))
متشکرمم هلن زیباا. برای تو هم.

کل لبخندهات رو با لبخند خوندم و به ۱۴می که رسیدم؛ لبخندم بزرگ‌تر شد. بانمک بود. :))

فکر کنم اولین نفری هستی که می‌بینم از ۱۴۰۳ راضیه! خوشحالم بابت‌ش. :]

۲۸ اسفند ۰۳، ۱۹:۰۹
پاسخ:
وای :))))) خیلی حرفت صبا بود نمی‌دونم چطور بگم. نااز.
جدی؟ جالبه. :") 
روناهی ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

ستاره‌ت رو که دیدم چشم‌هام ستاره‌ای شد. 

خوشحالم که توی یکی از لبخند‌های سالت هستم و راستش لبخند منم هست.

یک جوری شدم دلم خواست منم بنویسم. :*) 

و در نهایت خیلی خوشحالم که ۴۰۳ باهات مهربون بود. امیدوارم سال جدید بهترترش هم باشه. 

۲۸ اسفند ۰۳، ۱۹:۰۷
پاسخ:
خوشحالم دخترک :))
معلومه وای! به قول سولی اون روز جادویی بود.
کاشکی بنویسی برامون. خیلی خوشحال می‌شیم.
متشکرم روناهی زیبا. امیدوارم برای تو هم سال فوق‌العاده‌ای باشه.
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی