A Glimpse of Life
Static
Side-bar GIF

A Glimpse of Life

و وقتی که هیچ‌کس نیست که صبح‌ها بیدارت کنه؛ و وقتی که هیچ‌کس نیست که شب‌ها منتظرت باشه؛ و وقتی که می‌تونی هرکاری که دلت می‌خواد انجام بدی؛ اسمش رو چی می‌ذاری؟ آزادی یا تنهایی؟
- چارلز بوکوفسکی -

leaf
star
moon
snowflake

"از اینکه مجبوریم با شما خداحافظی کنیم، متاسفیم."

میهن‌بلاگ خانه‌ی من است. خانه‌ی عزیز و دوست‌داشتنی‌ام. با این‌که بیان را بسیار دوست دارم، اما هیچوقت برایم مانند خانه نبود. در اعماق قلبم همیشه خیال می‌کردم روزی فرا می‌رسد که میهن‌بلاگ دوباره سرورهایش را بازسازی میکند، گرد و خاکها را می‌تکاند، دعوتمان می‌کند تا برگردیم، ما هم برمیگردیم. بیان را می‌گذاریم برای اهل‌قلم‌های واقعی، و برمی‌گردیم به خانه‌ی کوچک و عزیزمان. حالا انگار با خواندن پستی که 30 آبان نوشته شده، راه نفسم بسته است. امیدهای واهی‌ام دیگر به دردم نمی‌خورند. میهن‌بلاگ را قرار است برای همیشه خاموش کنند. سرمایه‌ی کافی ندارند. نرم‌افزارهایشان قدیمی شده. 30 آذر می‌خواهند همه‌چیز را خاموش کنند و بروند. دیگر قرار نیست اثری از میهن‌بلاگ و وبلاگ‌هایمان باقی بماند. خاطراتمان همه، همراه میهن بلاگ خاموش می‌شوند.

این تلخ‌ترین خبری بود که می‌توانستم بشنوم. تلخ‌ترین اتفاقی بود که می‌توانست بیفتد. دلم برای آن دوران خوش قدیم‌ها تنگ می‌شود. به فردی می‌مانم که آواره شده و همین‌طور دارد به اتاق‌‌های خانه‌اش سرک می‌کشد و چیزهای خاطره‌انگیز را می‌گذارد توی کیف دستی‌اش. شاید عجیب به نظرتان بیاید، اما سنگینی بزرگی روی دلم احساس می‌کنم. پست آخرشان را بارها و بارها می‌خوانم. "سرورهای سایت خاموش خواهند شد." "سرورهای سایت خاموش خواهند شد." ... می‌خواهم کاری کنم. برای خانه‌های از دست رفته‌ی وبلاگ‌نویسان کاری کنم. کاری جز یک گوشه نشستن و نوشتن و اشک ریختن و دوباره خواندن جمله‌های قدیمی.

می‌خواهم از خاطراتم با میهن‌بلاگ بنویسم. بگویم. بگویم که حتی قبل از اینکه با کتاب‌ها آشنا شوم، عضوی از میهن‌بلاگ بودم. قبل از اینکه حتی بدانم زندگی چیست. زمان را به عقب برگردانم. زمان را به عقب برگردانم. اما کاری از دستم ساخته نیست. یک گوشه می‌نشینم و جلوی اشک‌هایم را می‌گیرم. سعی می‌کنم روی داشته‌هایم تمرکز کنم. سعی می‌کنم بگویم که بیان هم خانه‌ی خوبی‌ست. بیان هم زیبا و مملو از خاطرات خوب است. سعی‌هایم اما بی‌نتیجه است.

دلم برای میهن‌بلاگ تنگ می‌شود. برای پنل آبی‌اش و برای روزهای خوشمان. دلم تنگ می‌شود برای دوست‌هایی که مدت‌هاست خبری ازشان ندارم و جز وبلاگ راه ارتباطی دیگری نداشتیم، و حالا نمی‌دانم واکنششان چه خواهد بود وقتی چند ماه بعد می‌آیند و می‌بینند دیگر حتی چیزی به نام میهن بلاگ وجود ندارد...

"در تاریخ 30 آذر، سرورهای سایت خاموش خواهند شد."

سرورهای لعنتی خاموش خواهند شد.

چهارشنبه ۵ آذر ۹۹
نظرات (۳۵)

الان ۸ دی ماه و میهن هنوز سر جاشه :|

۸ دی ۹۹، ۱۵:۴۰
پاسخ:
اوهوم... از یه طرف البته خوشحالم. ولی از یه طرف دیگه هم واقعا کنجکاوم که بلاخره می خوان چیکار کنن :|
Violet J Aron ❀

انگار یه دوست پریای دیگه هم داشتی D:

 

باورت میشه من اسم اصلیت یادم رفته؟

۲۹ آذر ۹۹، ۱۲:۲۵
پاسخ:
هیهیهی آره D:

نفیسه ام =)

وای اره من بالاخره بعد از مدتی اومدم به وبا سر بزنم 

و با این خبر اصن خیلی شوکه شدم واای

۲۹ آذر ۹۹، ۱۲:۲۴
پاسخ:
خداروشکر حالا اومدی دیدی...

چیییییی

دارید باهام شوخی میکنببببویکینینینقنثنیقحیتتسنسنثنسحسحثنثتثنسحسیتقتقحقنثحثحثجثحثححنحسسنحتسحسحسنیسننثنیتینیتیتیتس(((((": 

نههههههههههههه حسنینستستسنسنسنس

 

پس باید برم هرچی دارم توشو اسکرین بگیرم(": 

هقققق

۲۷ آذر ۹۹، ۱۷:۲۳
پاسخ:
پریااااا! اولا که به به! چه عجب ما دیدیم اسم شما رو میون کامنت ها :)))
و اینکههه، نمی دونستی مگههه؟ فکر کردم می دونی :( می گفتم بهت وگرنه.
هعی.
اوهوم برو :( منم از همه چی گرفتم.

متاسفم:(

من... من واقعا نمیدونم اگه همچین اتفاقی برای بیان بیوفته باید چیکار کنم...

+ *محو قالب میشود*

۱۹ آذر ۹۹، ۱۲:۳۹
پاسخ:
اوهوم منم :(( جایی باقی نمی مونه واقعا.
+ *نیشش باز می شود*

لعنت بهش.هرچند بک اپ گرفتم از خیلی چیزا

ولی اون همه نظر

اون همه گفت و گو و خاطره همه دود میشه میره هوا

ای بابا

۱۷ آذر ۹۹، ۱۹:۳۰
پاسخ:
وای دقیقا دقیقا...
لیلا هستم

من هیچوقت تو میهن بلاگ نبودم و نمیدونم چی باید بگم

قالب جدید مبارک

۱۴ آذر ۹۹، ۱۹:۱۵
پاسخ:
همین که خوندید و برام نوشتید، خیلی باارزشه :))
ممنووونم!

میهن 15 اذرو به 30 آذر تغییر داده

شب یلدا دقیقا(:

۱۴ آذر ۹۹، ۱۹:۱۴
پاسخ:
وای... چرا اون تایم آخه؟ :(
بیلبو بگینز

به‌به! پس جای منم بخون و لذت ببر! :))

 قالب جدید هم مبارک... :))

۱۲ آذر ۹۹، ۲۲:۴۲
پاسخ:
چشم و خیلی خیلی ممنوونن :))
نسیم بهاری

Thank youuuuuu*-*

same*-*

I followed ya*-*

۱۲ آذر ۹۹، ۲۲:۴۲
پاسخ:
*___*♥

هعیییی، میبینی آلزایمرم به کجا کشیده؟

فکر کردم برای این پستت کامنت نذاشتم:)))

قالب جدید مبارکککD=

۱۱ آذر ۹۹، ۱۵:۰۵
پاسخ:
XD منم همیشه اینطوری می شم. همه آلزایمری هستیم دیگه :))
متشکرممم T.T♥
رها دختر ازادی

اینو که خوندم کلی شکه شدم باور نمی کنم داره بسته میشه اخه چرا؟! میهن خیلی بهتر از بلاگفاست البته به نظر خودم بلاگفا پنلش همیشه خیلی ساده و خشک بوده و نمیتونستم اصلا باهاش ارتباط بگیرم و خواهرمم همیشه میگه اره بلاگفا خیلی بهتر از میهنه چون نویسندهاش خیلی بهتر مینویسن و بزرگ طورن و فلان ولی تو میهن همه خیلی ژینگول و بچه سالن اتفاقا به نظر من همین میهن بود که حال میداد یه فضای ژینگول با کلی قالب فانتزی و وخفن با کلی شکلک و رنگی رنگی و فانتزی بازی ، نظر هارو که خوندم فهمیدم فقط من نیستم که نتونستم با پنل بیان ارتباط برقرار کنم بیان خوبه ها کلی اپشن خوبم داره ولی محیطش یه جوری که همه میگن اینجا مال اهل قلمه نه فانتزی بازی :/ و کلا یه جو بزرگسال طوره -_- من یکی که بم حس خفگی میده

دلم واسه میهن تنگ شده و میشه چه وضعشه اخع

۱۱ آذر ۹۹، ۱۵:۱۱
پاسخ:
آره دقیییقااا! من به شخصه میهن رو خیلی بیشتر از بیان دوست دارم. احساس راحتی بیشتری توش داشتم. البته از حق نگذریم بیان هم خیلی خفنه ها =)) ولی خب. همون طور که گفتی، مال فانتزی بازی نیست.
اوهوم منم :( خیلی خیلی زیاد.

خیلی ناراحت کنندست. همه ی خاطااتمون از بین میره و دیگه چیزی نیست که باهاش گذشته رو به یاد بیاریم!

کاش هیچوقت ۱۵ آذر نرسه...

۱۱ آذر ۹۹، ۱۵:۰۹
پاسخ:
دقیقا... تمام اون کامنتا و قالب هامون، پست هایی که توشون از اتفاقات هیجان انگیز نوشته بودیم...
کاش کاش :( کاش پشیمون بشن.
بیلبو بگینز

اولین وبلاگم توی میهن‌بلاگ بود و بیشتر مدت هم همون‌جا بودم! :/

حیفه، واقعا حیفه ! 

۱۱ آذر ۹۹، ۱۴:۵۳
پاسخ:
من هم همینطور :(
واقعا... میهن بلاگ از قدیمی تر و بهترین سرورها بود.
+ چه اسم قشنگییی! من همین پیش پای شما داشتم ارباب حلقه ها می خوندم =)
نسیم بهاری

آخه چراااا:(

خدا رو شکر به وبلاگت اومدم و دیدم این پیامو!

قلبم گرفت!

راستی  ببخشید سلام!

من همین چند وقت پیش از میهن بلاگ به  بیان اومدم داره حذف میشه!

میشه تبادل پیوند کنیم؟

۱۱ آذر ۹۹، ۱۴:۳۷
پاسخ:
:"))
سلااامم!
خوش اومدی =) امیدوارم توی بیان کلی بهت خوش بگذره.
تبادل پیوند زیاد توی بیان رواج نداره، دنبالت کردم ^0^
ریحانة السادات

چقدر غمناک :(

منم اول واقعا نمی خواستم بیام بیان...به قول تو معذب بودم هنوزم هستم.اهل قلم که نوشته های منو نباید بخونن...؟

ولی در عوض اینجا چندتا دوست و آشنای نسبی پیدا کردم؛مثل تو :)

از بلاگفا هم می ترسم.می ترسم بلایی که سر آدمای قدیمیش آورد سر ما هم بیاره.

و اگه یهو همه چیزش به هم بریزه...؟نمی تونم T-T

(چندماه پیشم که وارد نمی شد فاتحه شو خوندم)

 

+بابا شماها چه زووود شروع به وب نویسی کردین!من تابستون پارسال وارد بلاگفا شدم🤦‍♀️

+امم چطوری باید بک آپ گرفت از مطالب وبلاگ؟

۱۱ آذر ۹۹، ۱۴:۳۶
پاسخ:
دقیقا! آخه مارو چه به اومدن پیش اهل قلم ها...
*لبخند و ذوق* منم اینجا دوستای خیلی خفنی پیدا کردم. و وبلاگ های خفن تر. مثل خودت!
بلاگفا که دیگه اصلا قابل اعتماد نیست! حالا فعلا بیان هست و ایشالا هم چیزیش نمی شه.

+ XD من خیلی شانسی وبلاگ رو پیدا کردم. اون اوایل هم به صورت یواشکی بود :دی همین چند سال پیش تازه علنی کردم که وبلاگ دارم.
+ بیان رو نمی دونم حقیقتا. *متفکر*
یاسمن گلی:)

منم اولین بار با میهن بلاگ وبلاگ نویسی رو. شروع کرده بودم خیلی حس بدیه واقعا... 

۱۱ آذر ۹۹، ۱۴:۳۳
پاسخ:
آره. همگی میهن بلاگ رو خیلی دوست داشتیم...

:(

منم یه مدت اونجا فعالیت داشتم واقعا فضای گرم و خوبی داشت..حیف شد..کاش منصرف بشن..

۱۱ آذر ۹۹، ۱۴:۳۳
پاسخ:
:(( کاش...
|•° ن.م °•|

منم وقتی شنیدم متاثر شدم :( چه خاطراتی که اینجا نهفته است!!!

امیدوارم قبل از حذف میهن بلاگ مشکلش حل بشه:)

۱۱ آذر ۹۹، ۱۴:۳۲
پاسخ:
اوهوم :((
مشکلش؟ دیگه وقتی قراره خاموش بشه که مهم نیست مشکلاتش حل بشه یا نه.
هعییی میهن بلاگگگ.
اولین وبلاگم، خاطراتم، قالبای خوشگلم، متنام و..
هعییییی، اشک تو چشام جمع شد:"))))
۱۱ آذر ۹۹، ۱۴:۳۲
پاسخ:
دقیقا :"")))
کمتر از 5 روز مونده به خاموش شدنش...

عه:((( اولین وبلاگم توی میهن بود:( اون قالب بنفشه :(( هعی..

 

۷ آذر ۹۹، ۱۳:۳۸
پاسخ:
وای آرههه :(( چه روزای خوبی بودن...

وای =( خیلی متاسفم 

بدترین خبریه که یه وبلاگ نویش میتونه بشنوه . مثل این می مونه که خونه ی آدم رو کلی توش خاطره داره خراب کنن T^T

۷ آذر ۹۹، ۱۳:۳۸
پاسخ:
دقیقا دقیقا T.T...
Violet J Aron ❀

بلاگفا هنوز هستش:))

و بلاگ اسکای^__^

 

۷ آذر ۹۹، ۱۳:۴۰
پاسخ:
بلاگفا که... خب زیاد مطمئن نیست، بعد از اون بلایی که سر آرشیو وبلاگ هاش افتاد. همین یکی دو ماه پیش هم به مدت چند روز از دسترس خارج شده بود و اصلا کار نمی کرد. :")
بلاگ اسکای هم من یه اکانت زدم توش که ببینم چطوره... اصلا نمی ذاره قالب هات رو ویرایش کنی یا یه قالب دیگه بذاری. فقط باید از قالب های پیش فرض خودش استفاده کنی. و خب قالب هم که برای ما خیلی مهمه...

یعنی فقط منم که اینقدر خوب با بیان ارتباط برقرار کردم؟ 

دلم نه برای بلاگفا تنگ میشه نه برای میهن بلاگ

هر از گاهی به پنلم تو میهن بلاگ سر می رنم و دوست ندارم حذف شه ولی خب میتونم باهاش کنار بیام...

 

 

 

 

دلم ریخت دختر! گفتم پست خداحافظیه!

۶ آذر ۹۹، ۱۱:۴۵
پاسخ:
منم خیلی با اینجا اوکیم. ولی خب میهن بلاگ... یه چیز دیگه بود :")
خوبه که می تونی کنار بیایی... منم شاید بتونم. فقط اولشه که اینطوری می کنم براش.

ببخشید :"))

....(:

۶ آذر ۹۹، ۱۱:۲۹
پاسخ:
:")

فقط میتونم بگم که چقد غم انگیزه :"

۶ آذر ۹۹، ۱۱:۲۸
پاسخ:
خیلی خیلی...

بهت قول میدم این یه خواب دروغینه که  15 آذر قراره ازش بیدار بشیم...

میهن بلاگ.... 

 

 

(((****=

۶ آذر ۹۹، ۱۱:۲۸
پاسخ:
امیدوارم همینطوری باشه که می گی :)...
محمدرضا ...

منم متاسفم ...

و متاسف‌تر این که احتمالا اتفاقی هست که یه روز برای اینجا ممکنه بیوفته ...

+ اگر وبلاگ‌نویس‌ها و دوستان با هم کاری نکنیم و فضای حرفه‌ای نسازیم و توجیه اقتصادی برای وبلاگنویسی ایجاد نکنیم ... اینجا هم بالاخره مثل میهن‌بلاگ میشه ...

+ همونطور که تیم بیان قصد داشت قسمت تبلیغات به سیستم ... سال‌ها پیش اضافه کنه که نکرد و قیمت‌های امکانات اختیاری رو بالا نبرد ... نرم‌افزار مدیریت محتواش رو توسعه نداد و قدیمی موند و غیره و ...

+ تیم آقای شکوری دل و جرعت بستن سرویس‌هاشون رو خوب دارن مثل کلوب و سایت‌های شکست خورده قدیمیشون و حالا بعد مدت‌ها که نمیشد ثبت نام کرد توی میهن بلاگ می‌بندنش ... ولی تیم بیان خیلی براش سخته اینکار چون با علاقه و خیلی چیزای دیگه این کار رو شروع کردن ... اما تا چه زمانی می‌تونن مقاومت کنن؟ خیلی سخته ... خیلی ...

۶ آذر ۹۹، ۱۱:۴۴
پاسخ:
دقیقا :( منم خیلی دارم به این فکر می کنم که اگه یه روز اینجا هم اینطوری شد، باید چیکار کنیم.
+ من خیلی دوست دارم که کاری بکنم، ولی نمی دونم چه کاری.
+ اوهوم... کم کم داره فرسوده می شه اینجا هم...
+ :((... خیلی غمناکه... بلاگر و تامبلر هنوز سرپان و هر روز دارن بهتر می شن. چرا سرویس های ایرانی نمی تونن؟
هلن پراسپرو

دمنتور، میهن بلاگ، بوک پیج، زندگی پیشتاز، بلاگفا....

همه سلام رساندند و گفتند متاسفند...

۶ آذر ۹۹، ۱۱:۲۸
پاسخ:
و چندین سال بعد، احتمالا بیان...
آرتـــمیس ツ

O.O وایی ! نهه ! خیلی تسلیت می گم :((((

اولین وبلاگ هایی که می خوندم اونجا بود :) چرا از بلاگفا یاد نمی گیرن که هنوز داره ادامه میده ؟! رفتم الان متنشون رو خوندم ..خیلی خیلی ناراحت کننده است .سرویس دهنده های ایرانی دارن کم تر و کم میشن :((((

[صرفا جهت کنجکاوی ] پنلش چه شکلیه ؟ 

داستانت با وبلاگ نویسی رو یک بار باید کامل تعریف کنی :)

۶ آذر ۹۹، ۱۱:۲۷
پاسخ:
:"))
بلاگفا الانم زیاد خوب کار نمی کنه، میهن بلاگ هم همینطوری شده بود، ولی دیگه انگار نمی تونست مشکلاتش رو برطرف کنه و خب همه ی کاربرهاش هم کوچ کرده بودن. دلیلی نداشت که سرورهاش رو نگه داره. هزینه اضافه داشت براش فقط.
دقیقا. :))
این پنلشه.
آره حتما تعریف می کنم یه روز. خودمم به فکرش بودم. :")
☁️𝐴𝑖𝑙𝑖𝑛 🌱𝑆𝑒𝑛𝑝𝑎𝑖

بعد از اینکه پست میهنو خوندم تا چند دقیقه داشتم گریه میکردم...هق...

من زندگی واقعیمو، شماهارو اونجا پیدا کردم:"

هق...

۶ آذر ۹۹، ۱۱:۲۲
پاسخ:
من هنوزم یه طوریم که انگار قراره هر لحظه بزنم زیر گریه :| خیلی احمقانه ست، ولی دست خودم نیست.
منم همینطور. :") همه مون اونجا بزرگ شدیم...
سُولْوِیْگ 🌻

وای خدای من... نه نه نه نه...

واقعا غمگین شدم با خوندنش. من دلتنگ میهن بلاگ‌می‌شم. اون همه خاطره خوب، وبلاگای قدیمی‌م با قالب‌هایی که نمی‌تونستم ازشون دل بکنم و... هوف. آخه یه وقتایی منم به این فکر می‌کنم که بیان جای من و امثال من نبود، انگار بیان تو ذهنم مال از ما بهترون بود. کسایی که می‌دونن دارن چه کار می‌کنن و از زندگی‌شون چی می‌خوان. شایدم تعریف مسخره‌ایه. لااقل کسایی که بلد بودن بنویسن و به قول تو اهل قلم بودن. ولی میهن‌بلاگ... همراه زخمی که بلاگفا اون سال به بلاگرا زد، این هم تا چندین و چند سال دیگه یاد همه می‌مونه.

۶ آذر ۹۹، ۱۱:۲۱
پاسخ:
:")
من از دیروز احساس افسردگی می کنم. دقیقا دقیقا دقیقا. من واقعا روم نمی شد اون اوایل بیام بیان و بنویسم. چون بیان خیلی انگار بزرگ بود در نظرم. هنوزم خیلی بزرگه. و با اینکه خوشحالم اینجا، ولی بازم یه حس معذب بودن دارم. می دونی؟ هیچ جا میهن بلاگ نمی شه.
آره. فقط امیدوارم چنین اتفاقی برای بیان هم نیفته، که اون موقع دیگه...
فاطمه ‌‌‌‌

ای وای :((

من که خیلی وقته سر نزده بودم به میهن‌بلاگ، خوب شد حداقل اینجا دیدم برم یه بک‌آپ از وبلاگ سابقم بگیرم و باهاش وداع کنم :((

۶ آذر ۹۹، ۱۱:۱۸
پاسخ:
منم :(( خیلی اتفاقی دیدمش.
(اشک هایش را پاک می کند)
Violet J Aron ❀

اولش فکر کردم میخوای وب خودت رو ببندی:/

۶ آذر ۹۹، ۱۱:۱۸
پاسخ:
ببخشید D: عنوان رو خوب انتخاب نکردم.
Violet J Aron ❀

الانه که گریم بگیره...

بیان هنوز درست نشده. نکنه روزی بیاد که بیان هم این طوری بشه؟:/

نهههههههههههههههههه.

متنت چه غم انگیزطور و قشنگ بود:(

۶ آذر ۹۹، ۱۱:۱۷
پاسخ:
:"))
امیدوارم که هیچوقت اینطوری نشه. اگه بیان هم بره، دیگه جایی برامون باقی نمی مونه که کوچ کنیم.
ممنونم :(
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی