A Glimpse of Life
Static
Side-bar GIF

A Glimpse of Life

و وقتی که هیچ‌کس نیست که صبح‌ها بیدارت کنه؛ و وقتی که هیچ‌کس نیست که شب‌ها منتظرت باشه؛ و وقتی که می‌تونی هرکاری که دلت می‌خواد انجام بدی؛ اسمش رو چی می‌ذاری؟ آزادی یا تنهایی؟
- چارلز بوکوفسکی -

leaf
star
moon
snowflake

نازترین موجود جهان از نظر من؟

خب، بذارید نگم که چقدر ذوق کردم وقتی فهمیدم که سارا هم یه گربه داره. =) اینجا برید تا ببینید عکساشو و کلی ذوق کنید. :دی قرار گذاشته بودیم که عکساشون رو توی یه پست بذاریم و قبل از اینکه رونمایی کنم ازش، بذارید یکم اطلاعات بدم درباره ش.

ایشون دختر می باشن، داره می ره تو 4 سالگی و به شدت وحشیه. (3 خرداد تولدشه و بله، من از اونایی هستم که به گربه شون تولدش رو تبریک می گن، بغلش می کنن، براش غذای مورد علاقه ش رو می خرن و چپ و راست به هرکسی اطلاع می دن این روز فرخنده رو!) یعنی اصلا اهل بغل نیست و حتی دوست نداره که ناز شه. فقط وقتایی که خوابه می ذاره دست بزنم بهش و در مواقع معمولی هم کلا فراریه ازم. :/ در طول روز می ره زیر تخت می خوابه و اگر خیلی لطف داشته باشه بهم شبا می آد می خوابه رو پاهام یا شکمم و اگررررر خیلی رو مود خوبی باشه، می آد کنار دستم می خوابه. باقی روز رو هم که خواب نیست یا می آد می گه بیا بریم بازی کنیم (دنبال بازی و قایم باشک و در موارد نادر یه تیکه چوب ورمی دارم و تکون تکونش می دم که بیاد بگیرتش) و اگر حال و حوصله ی بازی نداشته باشه می ره می شینه پشت پنجره و برای کبوترها و سوسک ها و تمام موجودات زنده ی اون بیرون خط و نشون می کشه. :/ خب اصلا هدف پست اخلاقیات فوق العاده ایشون نبود ولی خب... نمی تونم جلوی خودمو بگیرم و درباره ش حرف نزنم. :دی

تادا، این شما و این بچه ی من. =)

این، این مال روزای اولیه که اومده بود پیشمون، این، این، این، این و این (علاقه شدیدی به پته ی من داره:/)

پ.ن: اگر براتون سواله که چرا توی همه ی عکس هاش خوابه، جواب اینکه ایشون از گوشی می ترسه و هروقت خواستم برم ازش عکس بگیرم با دستش محکم زده تو سر گوشی و به دو فرار کرده... :|

سه شنبه ۲۳ ارديبهشت ۹۹
نظرات (۲۳)

خیلی دوست دارم پستش کنی ، ولی میترسم مامانم یه بلایی سرش بیاره ! @-@

همون پیش خودت بمونه جاش امن تره ^^

۲۰ مهر ۹۹، ۱۳:۵۵
پاسخ:
O.O XD
یه روز برات یه بچه گربه‌ی خوشگل پست میکنم حتما :))

واهاعیییی خدا جون

چقد ملوووووسه @-@

دلم خوااااست T-T

+ قشنگ برام سوال شد که چرا همش خوابه 😂 !

۲۰ مهر ۹۹، ۱۳:۳۲
پاسخ:
*ـــــــــــــ* قابلت رو نداره! میخوای برات پستش کنم؟ D:
+ 😂😂 نمیذاره یه عکس درست و حسابی ازش بگیرم که!‌ ایش.

این بچه خییلی نازه!

 

۲۶ مرداد ۹۹، ۱۴:۳۷
پاسخ:
*ــــــــــ*

وووییییی چه نازههههههه ایییننننننننن😭😭😍😍😍😍💞💞

خدایااا منممم گررربههه مووخواااااامممممممT___________T

 

+کلاس نهمی؟ آخه ما پارسال این کاره پته روزی رو انجام دادیم.

 

۱۴ خرداد ۹۹، ۱۴:۵۷
پاسخ:
چشمات ناز می بینههههT---T فینT--T
حیف که بچه م عقیمه وگرنه به همتون یکی از بچه هاشو می دادم. :دی

+ بلی. =) عههه. ما نابود شدیم سرش. :/ هنوز هم تموم نشدههه.
رفیقِ نیمه راه

وای این پستتو الان دیدم! 😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍
چه گریه ای!!!! 😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍

اصلا بهش نمیخوره وحشی باشه...😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍

۱۱ خرداد ۹۹، ۱۸:۴۳
پاسخ:
*^^^* قابل نداره می تونی برداری برای خودت :دی

آخ آخ. گول ظاهرشو نخور. :)) هق. بدبختم کرده. :)))

پنجولای صورتیشو×ـ×گاااد منم گربه میخوام

۷ خرداد ۹۹، ۱۷:۴۰
پاسخ:
بخرم برات؟D:

نه منظورم توی تاریکی نبود آخه گربه ها زیر آفتاب سیاهی چشمشون کوچیک میشه و بدجنس بنظر میان

۳۰ ارديبهشت ۹۹، ۱۷:۵۸
پاسخ:
عه... این از آفتاب فراریه تا حالا چشماشو ندیدم زیر آفتاب...
ولی وقتی می ترسه یا اضطراب داره اون سیاهی چشمش خیلی بزرگ می شه و خیلی ناز می شه*_*

چشماشون توی شب خیلی خوشگل میشه ولی توی روز بدجنس بنظر میان

۳۰ ارديبهشت ۹۹، ۱۷:۵۵
پاسخ:
برعکس نیست؟ شبا چشماش برق می زنه، عین گرگ می شههه ولی روزا خوشگلن.

وایی! چرا این پستو ندیده بودم من آخه؟! چقد خوشگله این نکوی شما!

 

منم وحشتناک عاشق حیوونا بودم، و هستم البته، خصوووصا گربه! ولی خب چون خانواده با حیوون خونگی مشکل دارن، رویاپردازی می‌کردم که چطوری تو خوابگاه یه گربه نگه دارم!

یه سال و خورده‌ای پیش، ابر و باد دست به دست هم دادن و سرپرستی سه تا همستر افتاد رو دوشم. واقعا تجربه‌ی قشنگی بود... ولی خب بعد از دوسه ماه، یکیشون مریض شد و دامپزشک گفت بیشتر از دوسه روز زنده نمی‌مونه... کللی ازش مراقبت کردم و یه ماه و خورده‌ای زنده موند، و درست موقعی که داشت کم‌کم سرپا می‌شد و فکر کردم دیگه داره خوب می‌شه، یهویی، هوووف، مرد. یکی از بدترین لحظه‌های زندگیم بود...

از اون موقع بودش که تصمیم گرفتم دیگه حیوون نگه ندارم و اینا =) مسئولیت فوق‌العاده سنگینیه.

۲۸ ارديبهشت ۹۹، ۱۷:۱۴
پاسخ:
قابل نداره. :دی

خانواده ی منم با حیوون خونگی مشکل داشتن، مخصوصا گربه. ولی خب دیگه مجبور شدن اینو نگه دارن و الان دیگه عادت کردن.
همستر*^* منم داشتم یه دونه سه سال پیش. بچه دار هم شد تازه... آره... برای منم مرد :(
خیلی بد بود واقعا. الانم همش می ترسم که نیانکو مریض نشه و همه ش حواسم هست بهش. البته گربه ها مقاوم ترن مخصوصا نژاد نیانکو.
مسئولیت داره واقعا... ولی لذت های خودش رو هم داره =)
❣️Min Ailin.NICO❣️

آقااااااااااااااااااااااااا من میخواممممممم چقد نازهههههههههههههه

مامان بابام نمیزارن وگرنه تا الان کل خونه رو پر گربه کرده بودممم

مامان بزرگم داره فقط که هربار میریم خونشون من میپرم تو حیاط ک باهاش بازی کنمم و اکثرا هم ی جوری میترسونمش که تا 2 روز پیداش نیستXD

ولییییییییی

میخواممممممم مننننننننننن وایییییییییییT_____T

۲۵ ارديبهشت ۹۹، ۱۴:۱۱
پاسخ:
گربه رو می ترسونییی؟ لغلغلعلهقلXD
باشه من خودم یدونه می خرم واست :دی حیف که این عقیم شده وگرنه بچه شو پست می کردم واستD:

واییی چه قوقولهههT-T خیلیی نازه خیلیی :"))

۲۴ ارديبهشت ۹۹، ۲۳:۴۵
پاسخ:
قابلتو نداره =))
پست می کنم برات :دی

تا صبح میره پیش یوکای ها. T T
موش توی اتاق؟ وای. خوب شد که نیانکو رو داشتی!
3> 3> 3>

۲۴ ارديبهشت ۹۹، ۱۶:۰۱
پاسخ:
آرههه خیلی افسرده شدم وقتی دیدم باهام حرف نمی زنه :(
وای آره اگه نداشتمش تمام شب کابوس یوکای می دیدممXD

باشه ولی قلبم درد گرفت:)))

۲۴ ارديبهشت ۹۹، ۱۳:۱۲
پاسخ:
:)))))

مامان اسمش نیانکو سنسه است؟ ای خدااااااا Aho هم میگه؟ xd ساکه دوست داره؟ xd میگو؟ xd

موش که نه، چون بیرون نمیره. ولی تلاش کرده سوسک و حشره بگیره. همین تازگی دنبال یه سوسکه کرده بود و ما پشمامون ریخته بود چون نمیدونستیم تو خونه سوسک اومده. خلاصه کمک کرد پیداش کنیم و بگیریمش پرتش کنیم از پنجره بیرون. :))

۲۴ ارديبهشت ۹۹، ۱۳:۱۶
پاسخ:
واییییییییی واییی وایییی T-T آرههه تازه شبا وقتی هیچ جای خونه پیداش نیست و من فک می کنم رفته زیر تخت می ره و تبدیل می شه (اسم اصلیش یادم نیست متاسفانه:/) بعد می ره پیش بقیه یوکای ها جشن می گیره تا صب :دی
وایی :)) دقیقا :)) از وقتی یکم بزرگ شده همه ش سوسک می گیرهههه ما اصلا نمی دونستیم انقدر سوسک هست تو خونه :/ تازه یه دونه موش هم گرفته بود :/ آخ وقتی به این فک می کنم که اگه نبود من باید با وجود اون موش تو اتاقم چجوری زندگی می کردم تنم می لرزه

خب دومین نظر با اختلاف 3 دقیقه با نظر اول.(شکلک عصبانی)

۲۳ ارديبهشت ۹۹، ۱۶:۵۸
پاسخ:
(شکلک خنده و ابرو بالا انداخته)

آره آره میشه تو خونه نگهش داشت منم میخوام بچشو بگیرم اخه تو بچگی خیلی کیوتن لنتیا بعد که بزرگ میشن یهو جذاب میشن D: 

اولیه مینا بود. دوسال داشتمش بعد که از تهران اومدیم اینجا مجبور شدم ولش کنم و دادمش به یکی از آشناهامون که پرنده نگه میداره. واقن ول کردنش خیلی افتضاح بود...:(

۲۳ ارديبهشت ۹۹، ۱۶:۵۸
پاسخ:
وای*^*
ایول پس خریدی و اینا درمیون بذار حتما باهامون :دی
آخی :( منم خیلی دلم می خواست یه پرنده می خواست ولی نمی ذاشتن :(
سُولْوِیْگ .🌈

اوه، ایول!

+وای چه باحال بود! *-*

اگر تونستم اینم باید ببینم. لیست انیمه‌هایی که باید ببینم هی داره طولانی‌تر می‌شه. :دی :/

۲۳ ارديبهشت ۹۹، ۱۶:۵۷
پاسخ:
ایول*^* حتما ببین اینو. موضوعش خیلییییی خاص نیست (اگر بخواییم خیلی واقع بینانه نگاه کنیم) و هر قسمت یه داستانه و وابسته نیستن به هم ولی خیلییییی قشنگن. واقعا خیلی. (هق هق و اشک و آه)
منم یه لیست خیلی طولانی دارم :/
سُولْوِیْگ .🌈

ترس معمولیه، اما خب خیلی می‌ترسم. علاوه بر اون، مامان و بابام نمی‌ذارن. ما تا حالا حتی ماهی عید هم نخریدیم. :/

+وای چه اسم باحالی! از کجا اومده؟ اسم شخصیتی، چیزیه؟ 

۲۳ ارديبهشت ۹۹، ۱۵:۳۶
پاسخ:
عاو... مامان منم نمی ذاشت اصلا، ولی اینو یکی از دوستاش پیدا کرده بود و مریض بوده گویا و اینا، یکم ازش مراقبت کرده ولی نمی تونسته نگهش داره و خیلی خوشگل بوده و دلش نمی اومده ولش کنه بخاطر همینه می ده به ما و منم کلی ذوق می کنم و مامانمم می مونه تو رودروایسی و منم خوشبخت می شم :دی
+ آرههه*^* اسم یکی از شخصیتای موردعلاقه م تو یه انیمه س به اسم «ناتسومه یوجینچو» یا ناتسومه و کتاب دوستان =) اون موقع که اومد پیشمون داشتم این انیمهه رو نگاه می کردم و ابن نیانکو سنسی هم یه گربه بود و خیلی کاوایی بود و دوستش داشتم و اینطوری شد که گذاشتم روش :دی ایشون هستن =)
(وای یا خدا چقدر زیاد شد ._. پوزش ._.)
سُولْوِیْگ .🌈

من عکسای هری رو دیده بودم همون موقعی که اومده بود خونه سارااینا، و خیلی به نظرم باحال اومده بود. دختر تو هم خیلی بامزه‌ست! *-*

ای‌کاش از گربه‌ها_و دیگر جانوران_نمی‌ترسیدم. 

+اسم دخترت چیه؟ :دی

۲۳ ارديبهشت ۹۹، ۱۵:۰۶
پاسخ:
اولش سارااینا رو خوندم سارالینا =)) دو ساعت داشتم فک می کردم سارالینا نداریم خدایا :دی
آریگاتو*^*
عه! ترس معمولیه یا فوبیا مثلا؟
+ در شناسنامه نیانکو سنسی، اهل خانه صدا می زنن نیانکو، نکو هم صدا می زنیمش :دی

ای خدا! چقدر جیگره! *^* من مردم برای چشماش و خط و خالش. T T اون لکه ی روی پنجه اش. T T دیدی میرن پشت پنجره از خودشون صداهای کیوت در میارن؟ T T راستی اسمش چیه؟

۲۳ ارديبهشت ۹۹، ۱۴:۵۹
پاسخ:
T-T من هر روز می میرم واسش T-T
ارههه بعد مثلا اگه گربه باشه پشت پنجره فیف می کنه بهش بعد می خواد بره بیرون بزنتش T-T هری موش گرفته تاحالا؟ مگس؟ سوسک؟
مراجعه شود به کامنت سولویگ :دی متشکرم :دی

ووووووییییی خادااااا میخوام بخورمششش چرا انقده گوگولهههههT___TTTTT 

نفیسههه میخوام مخ مامانمو بخورم بزاره برای دومین بار یه پت بگیرم که البته ایندفه میخوام هاسکی بگیرم دعا کن قبول کنه T__T 

+چقد یهو اینجا عوض شد! خیلی خوبه قالب جدیدت :)))

۲۳ ارديبهشت ۹۹، ۱۵:۰۱
پاسخ:
T__________________T♥♥ منمممم هی تو خونه الکی صداش می زنم بعد وقتی برمی گرده می گم بخورمتتتت بعد عاقل اندر سفیه نگام می کنه برمی گرده سر کار خودش T-T
هاسکیییی لغقخصص مگه می شه تو خونه نگهش داشت؟
دومین بار؟ اولین بار چی بوده؟
+ آریگاتو ^-^

بالاخره اولین نظر!

نمیدونم چرا انقد به اولین نظر افتخار میکنن!

ولی گربت خیلی ناز و کیوته^^

۲۳ ارديبهشت ۹۹، ۱۵:۰۵
پاسخ:
نیست ولیا :دی
آره منم نمی دونم!
آریگاتو ^-^

واای چه گوگولیه گربه‌ات، وحشی جذابیهXD

 

تو هم پته بلدی بدوزی؟؟

۲۳ ارديبهشت ۹۹، ۱۵:۰۶
پاسخ:
عرررررXD قابل ندارهXD

اجباری بود برای کار مدرسه... و متن دوزیشو بلد نیستم :دی
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی