A Glimpse of Life
Static
Side-bar GIF

A Glimpse of Life

و وقتی که هیچ‌کس نیست که صبح‌ها بیدارت کنه؛ و وقتی که هیچ‌کس نیست که شب‌ها منتظرت باشه؛ و وقتی که می‌تونی هرکاری که دلت می‌خواد انجام بدی؛ اسمش رو چی می‌ذاری؟ آزادی یا تنهایی؟
- چارلز بوکوفسکی -

leaf
star
moon
snowflake

قلب لعنتی من تیر می کشد

خانم موشه را می شناسی؟ دیروز میان صحبت هایمان پرسید که چرا تازگی ها ناراحت ترم و می خواست بداند چه چیزی آزارم می دهد. یک جوری پیچاندم سوالش را و اصلا به روی خودم نیاوردم. آخر چطوری می توانم برای او توضیح بدم که تمام روز را با این فکر می گذرانم که تو حالا داری دست های کسی را می گیری که دست های من نیست، منتظر پیام های کسی هستی که پیام های من نیستند، وقتی متن های عاشقانه می خوانی کسی به ذهنت می آید که من نیستم، کسی قربان صدقه ات می رود که من نیستم. مطمئنم هرکسی هم جای من بود دیوانه می شد. آن قدر از پیام های عاشقانه ای که برای او فرستاده ای از خودش شنیده ام که وقتی اسمش را روی گوشی ام می بینم که می آید و باز از خوبی هایت می گوید قلبم تیر می کشد. آن قدر خشک شده ام به نامت و آن قلب کنارش که چشمانم می سوزند.

می خندی. به جک هایی که من نگفته ام. دست های کسی را می گیری که دست های من نیست. قلبم تیر می کشد. گریه نمی کنم. نمی دانم چیست اما احساس افتضاحی ست. ته دلم خالی می شود و انگار کسی مشت قدرتمندش را به دورم می پیچید. نمی توانم نفس بکشم. یک دور و دراز می خواهم. تولد چهارده سالگی ام گذشته است اما یک دور و راز می خواهم. می خواهم بیاید و من آرزو کنم تو را داشته باشم. دست های من را بگیری. قربان صدقه ی من بروی. منتظر پیام های من بمانی. به خاطر من شب ها بیدار بمانی. کتاب هایی را بخوانی که من قرض می دهم.

هانیه می گوید که احمقم. می گوید او حالا دیگر کسی را دارد برای خودش و احمقانه است که بنشینم به پایش تا یک روز مرا هم ببیند. من با یک دست خالی این طرف و بهترین دوستم با زیبایی و صدای خوب و هزاران چیز دیگر و مهم تر از همه، قلب او، آن طرف. چطوری می خواهم بجنگم؟ این جنگ شروع نشده فریاد می زند که ناعادلانه است.

قلبم تیر می کشد.

چهارشنبه ۱۷ ارديبهشت ۹۹
نظرات (۹)

شبیه اهنگ deja vu عه اولیویا میمونه این..

دارد وبلاگ را زیر و رو میکند

۲ آذر ۰۰، ۱۱:۴۲
پاسخ:
*ذوق*
*ذوق دوبرابر*

این جنگ ناعادلانه ترین جنگ دنیاس:)) "حالا اگ از کشتار یهودیا بدست هیتلر صرفنظر کنیم"

میفهمم واقا این متنتو:)) و دوباره یادم اومد ک او هیچوقت مال من نشد.و همیشه کسی بهتر از من بود.

۷ خرداد ۹۹، ۱۷:۴۰
پاسخ:
*XD پرفکت*
:)) همیشه کسی بهتر از من بود... خیلی صیمه وای.

اوییی مواظب قلب کوچولوت باش گوگولم )))*=

۲۲ ارديبهشت ۹۹، ۱۳:۰۳
پاسخ:
:))))♥
مرسیی که خوندی :")

این الکی بود یا واقعی؟؟؟؟؟؟

۱۹ ارديبهشت ۹۹، ۱۳:۲۲
پاسخ:
به نظر خودت کدومش؟ :دی

این احساس افتضاح خوب است یا بد؟ مسئله اینست...

۱۸ ارديبهشت ۹۹، ۱۲:۳۷
پاسخ:
مشخصا خوب نیست اما بدم نیست راستش :)

عزیزم:ـ(

الهی بمیرم:(

۱۸ ارديبهشت ۹۹، ۱۲:۳۷
پاسخ:
:))) خدانکنه عزیزم.
رفیقِ نیمه راه

این جنگ ناعادلانه است...

۱۸ ارديبهشت ۹۹، ۱۲:۴۲
پاسخ:
=)))
sᴀᴇʙʏ ɴᴜᴛᴇʟʟᴀ

خدای من:"(

۱۸ ارديبهشت ۹۹، ۱۲:۴۷
پاسخ:
:")

خیلی قشنگ بود.

قشنگ حسش کردم:))

۱۸ ارديبهشت ۹۹، ۱۲:۴۸
پاسخ:
ممنونم :)))
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی