A Glimpse of Life
Static
Side-bar GIF

A Glimpse of Life

و وقتی که هیچ‌کس نیست که صبح‌ها بیدارت کنه؛ و وقتی که هیچ‌کس نیست که شب‌ها منتظرت باشه؛ و وقتی که می‌تونی هرکاری که دلت می‌خواد انجام بدی؛ اسمش رو چی می‌ذاری؟ آزادی یا تنهایی؟
- چارلز بوکوفسکی -

leaf
star
moon
snowflake

قهرمان یکی باش

دنبال یه کتاب نسبتا کوتاه با موضوع ساده و فضای آروم می گردید؟ کتابی که احساساتتون رو مورد حمله قرار بده؟ کتابی با یه قلم کاملا معمولی و یه داستان معمولی تر اما پردازشی فوق العاده؟ "یکی برای خانواده ی مورفی" رو بخونید :)

پ.ن: من هنوزم وقتی به صفحات آخر کتاب فکر می کنم نمی تونم جلوی خودمو بگیرم که زار زار گریه نکنم...

چهارشنبه ۶ فروردين ۹۹
نظرات (۶)
زهرا سادات ‌‌

وای، یکی برای خانواده‌ی مورفی... :'((

چقدر گریه کردم صفحه‌های آخر...

و با ریحانه خیلی موافقم، لیزا گراف عالیه :) مخصوصا چتر تابستان T-T

۲۱ بهمن ۹۹، ۲۲:۲۷
پاسخ:
وایی :)) توعم :)) خانواده مورفی از قشنگ ترین هایی بود که خوندم.
دقیقا T.T البته من کلاف پر گره ش رو بیشتر دوست داشتم.
ریحانة السادات

می دونی من عاشق یکی برای خانواده مورفی ام...

ماهی بالای درخت هم خیلی وقت پیش خوندم و دوست داشتنی بود :)

کلا کتابای رئال واقعا قشنگن،مثل نوشته های لیزا گراف :)))

مخصوصا اینکه مطلقا تقریبا رو توی کلاس هفتمی بخونی که تازه وارد راهنمایی شدی :دی

اصلا رمان هایی که باید خواند را واقعا باید خواند.

هعی،دلم کتابخونه مدرسه مو خواست.هق

۱۷ آذر ۹۹، ۱۹:۲۹
پاسخ:
وای وای :))) دقیقا همه ی اینایی که گفتی از مورد علاقه های منن.
لیزا گراف هم که اصلا... عشقه. هرچی کتاب ازش ترجمه شده بود خوندم. (مطلقا تقریبا رو ولی همین تابستون خوندم :دی)
دقیییقااا! بهترین هان.
ما مدرسه مون کتابخونه درست و حسابی نداشت. خداروشکر حداقل دلم تنگ نمی شه براش!
𝘕𝘦𝘸 𝘮𝘪𝘯𝘥

اینم به امید خدایه زار زدن ها می خونیم":| XDDDDDD

چند تا نقل قول ازش بگو=)

۹ فروردين ۹۹، ۲۰:۱۷
پاسخ:
ان شااللهXD
عا تو فکرشم :) پستشو بذارم احتمالا (شایدم برا خودت فرستادم ی تیکه هاییشو)
sᴀᴇʙʏ ɴᴜᴛᴇʟʟᴀ

چشم  میخونم *---*♡

۶ فروردين ۹۹، ۱۵:۲۶
پاسخ:
احسنت*-*
سُولْوِیْگ .🌈

دقیقا عنوان رو که دیدم یادش افتادم!

خدایا، چه‌قدر من با اون کتاب گریه کردم، چه‌قدر ناز و قشنگ بود...!! 

۶ فروردين ۹۹، ۱۵:۲۷
پاسخ:
عارهههه خیلی خوب بودد T-T

منم آخرش گریه کردم :(

دوستم گفته بود نخونش، نابود میشی ولی...

 

البته لجبازی دختره مدام روی مخ بود. تا حد فحش رکیک هم پیش رفتم وسطای داستان.

۶ فروردين ۹۹، ۱۵:۲۸
پاسخ:
چرا باید از پیششون میرفت اخهT-T

عاخ عاخ اره منمXD
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی