A Glimpse of Life
Static
Side-bar GIF

A Glimpse of Life

و وقتی که هیچ‌کس نیست که صبح‌ها بیدارت کنه؛ و وقتی که هیچ‌کس نیست که شب‌ها منتظرت باشه؛ و وقتی که می‌تونی هرکاری که دلت می‌خواد انجام بدی؛ اسمش رو چی می‌ذاری؟ آزادی یا تنهایی؟
- چارلز بوکوفسکی -

leaf
star
moon
snowflake

تنها چیزی که تغییر نکرده است

امسال، سال خوبی بود. جدا از تمام بلاهای طبیعی و لحظه های دارچینی بسیار که امید درونم به اندازه یک تار مو شده اما قطع نشده بود. امسال سال خوبی بود. جدا از تمام گریه های شبانه و بی خوابی ها و تمرین های لعنتیِ خسته کننده. امسال سال خوبی بود. جدا از دوستانی که از دست دادم و امیدی که برای آشنا شدن با آدم های فوق العاده داشتم و حالا تنها یک هفته از سال باقی مانده و شلعه ی امیدم آرام آرام دارد از بین می رود. امسال سال خوبی بود. جدا از تمام سختی هایش.

امسال سالی بود که من نوشتن را به طور کاملا جدی دنبال کردم. امسال سالی بود که من دیگر نترسیدم از خودم و صحبت کردن دیگر برایم وحشتناک نبود. امسال سالی بود که من شروع کردم به برنامه ریزی های ساعتیِ غیر رند. امسال سالی بود که من با یک مربی خارق العاده آشنا شدم. امسال سالی بود که من خانم موشه را شناختم. امسال سالی بود که سین را بیشتر شناختم. امسال سال خوبی بود... وقتی خیره می شوم به تقویم و یک روز دیگر را هم خط می زنم و نگاه می کنم به روزهای باقیمانده، قلبم فشرده می شود. من دلم برای امسال تنگ می شود با تمام بدی هایش و با تمام لحظه های دارچینی اش. من دلم برای امسال تنگ می شود و بین خودمان بماند، از سال دیگر می ترسم. از اینکه حالا دیگر هیچ چیز مثل قبل نیست و من هم دیگر همان آدم سابق نیستم و حالا... اولویت هایم تغییر کرده اند.

با اینکه میلیون ها موضوع دارم که باید درباره شان برایتان بنویسم چون این تنها راهی است که می توانم حرف هایم را بگویم، اما نمی توانم روی صفحه بیاورمشان. خیره می شوم به کیبرد و به تمام چیزهای خوب و بدی فکر می کنم که در این یک سال برایم رخ داد و متوجه می شوم میان این همه اتفاقات، یک چیز تغییر نکرده است: من مانند سال گذشته و سال قبل و سال های قبل از آن، هنوز هم شب ها بلند بلند اتفاقات روز را برای خودم بازگو می کنم و هنوز هم میان مخاطبینم کسی را سراغ ندارم که جایگزین تاریکی و آینه شود...

جمعه ۲۳ اسفند ۹۸
نظرات (۶)
𝘕𝘦𝘸 𝘮𝘪𝘯𝘥

پس من اینجا چیم؟

زرشک؟":|

بیا به خودم بگووووT-T♡♡♡

+

لحظه های دارچینی...خیلی این تشبیهو دوست داشتم:)

قشنگهههه:"""""""))))))))

۲۴ اسفند ۹۸، ۲۰:۱۰
پاسخ:
چشم =))))))
+ عاممم تشبیه من نیست... مال مجتبی شکوریه :))

واقعا آفرین به شما که نیمه پر لیوان رو نگاه می‌کنین ...

+ همینطوره ... امسال سال خیلی چیزای دیگه هم بود :)

۲۴ اسفند ۹۸، ۲۰:۱۰
پاسخ:
ممنونم =))
فاطمه حسینی

تا باشه از این سال ها :)

۲۴ اسفند ۹۸، ۲۰:۱۰
پاسخ:
سال خوبی بود واقعا =))
هلن پراسپرو

واقعا درست میگی

اینکه میدونی یه سال دیگه داره شروع میشه، ترسناکه. هرچقدرم به این فکر کنی که نه بابا...تقویمه دیگه. خود آدما تعیینش کردن. سال دیگه رو جدی نگیریم و... بازم ترسناکه

 

ولی امیدوارم سال دیگت پر از شادی و امید و چیزای جدید باشه.

 

+ نداشتن مخاطبین اونقدرم بد نیست. بدتر از اینم میتونه باشه.

مثلا داشتن مخاطبینی که آزارت بدن

۲۴ اسفند ۹۸، ۲۰:۱۲
پاسخ:
ارهههه حس میکنی انگار داری پا میذاری ب یه چیز ناشناخته ک خودتم خبر نداری ازش! در صورتی ک هیچ فرقی نمیکنههه
ممنوون =))) منم امیدوارم همه ی خوبی هایی ک کردی و حس خوبی ک به هرکی تو این سال دادی تو سال دیگه همشون هزاران برابر ب خودت برگرده

+ هوووم... راس میگی =)

سلام :))

آیا رابطتون با دارچین شکرآبه؟ :) 

چه سالِ خوبی :) وحشت نداشتن از صحبت کردن :)) 

۲۴ اسفند ۹۸، ۲۰:۱۴
پاسخ:
سلااااام =))))))))
عام نه... من فقط تحت تاثیر صحبتای مجتبی شکوری بودم :))
این واقعا یکی از سخت ترین کارهایی بود ک در طول زندگیم انجام دادم...
sᴀᴇʙʏ ɴᴜᴛᴇʟʟᴀ

امسال یه جورایی میشه گفت سال عجیبی بود.نمیدونم ولی جدا از این اتفاقایی که همیشه میوفته(همون اتفاقای بد)برای من هم خوب بود:")

معلوم‌نیست این سالی که میاد بد باشه یا خوب،ولی امیدوارم سالی خیلییی خوبی برای خودمون باشهD:♡

۲۴ اسفند ۹۸، ۲۰:۱۴
پاسخ:
چقدر خوب ک برای توعم سال خوبی بوده =)))))
ارهههه منم امیدوارم
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی