A Glimpse of Life
Static
Side-bar GIF

A Glimpse of Life

و وقتی که هیچ‌کس نیست که صبح‌ها بیدارت کنه؛ و وقتی که هیچ‌کس نیست که شب‌ها منتظرت باشه؛ و وقتی که می‌تونی هرکاری که دلت می‌خواد انجام بدی؛ اسمش رو چی می‌ذاری؟ آزادی یا تنهایی؟
- چارلز بوکوفسکی -

leaf
star
moon
snowflake

اهمیت بی حد و مرز نام ها

تا حالا دقت کرده اید که با شنیدن بعضی از اسم ها یک چهره ی مشخص توی ذهنتان ایجاد می شود؟ یا با اولین نفری که با آن نام دیدید یا مهم ترین شخصی که با آن نام توی زندگی تان بوده. زیباترین هایشان هم توی ذهنتان می مانند معمولا. مثلا برای من، سوزان، یکی از همان نام هاست. خیال می کنم کسانی که اسمشان سوزان است، حتما باید موهای بور دم اسبی شده داشته باشند! با چشم های سبز و هیکلی متناسب. خیال می کنم خیلی مهربانند و همیشه به همه کمک می کنند. یا مثلا برای اسم شیرین، خیال می کنم حتما باید کسی باشد با لبخندی خاص و چشمانی که همیشه برق می زند. که اتفاقا یک فرهادی هم توی زندگی اش است! یا مثلا اسم مهتاب را که می شنوم بی بروبرگرد یاد اولین دوستم می افتم که برحسب اتفاق اسمش مهتاب بود! و باور کنید وقتی چهره شان را می بینم و می فهمم که او نیستند واقعا و واقعا جا می خورم. انگار که مهتاب ها فقط باید او باشند و تمام! یا مثلا، سال اول راهنمایی کسی را توی کلاسمان داشتیم که کمی، کمتر از بقیه باهوش بود و رفتارهایش هم با بقیه فرق داشت. توی تصادف پدر و مادرش را از دست داده بود و از 9 سالگی این بیماری را داشت. نامش فرانک بود. حالا هرکسی را می بینم که نامش فرانک است ناخودآگاه یاد او می افتم و آرزو می کنم هرجا که هست موفق باشد.

شنبه ۲ آذر ۹۸
نظرات (۳۰)
من برا سوزان تصویر ی دختر لوس میاد تو ذهنم و مطمعنم کار رمانای رامونا کوییم بی هس-ـ-اصا نمیتونم ب سوزانا مثبت فک کنم
+من ی مهتاب میشناختم برعکس خیلی سوسول و دخترونه بود ازونایی ک کل کلاس اولو گریه میکرد بدون مامانش نمیومد سرکلاس
درکل cant relate
۱۳ دی ۹۸، ۱۴:۵۱
پاسخ:
رامونا XD جررررر XD +
آره:")
۱۳ دی ۹۸، ۱۴:۵۱
پاسخ:
چ خوب
:)))
هقق اصن مهتابا برای تامبوی بودن به دنیا اومدنن. تازه امروز نیومده بود مدرسهه:""
۱۳ دی ۹۸، ۱۴:۵۱
پاسخ:
یسسسس موافقممممم عههه هم مدرسه ایته؟ D=
چرا اینقدر خوب مینویسی اصن حق خیلیا رو خوردی.. *اصلنم حسودیم نشده*
عام آره ی اسمایی هستن. برای منم مهتاب هستش:)) همه مهتابا تام بویایین که کیوتن و مهربون و از آدم طرفداری میکنن در نظر اول برام. یاسی هم هستش هر اسمی یاس داشته باشه یادش میوفتم اول از همه و بنظرم متفاوتن کسایی که تو اسمشون یاس داره و آلترناتیون. برای درسا ها هم اول ی دختره بازیگوش و شیطون میاد تو ذهنم
۱۳ دی ۹۸، ۱۴:۵۱
پاسخ:
......... *اصلنم از شدت ذوق کردن زبونم بند نیومده* وای عارهههه نتونستم بگم تو متن با بقیه جمله ها جور نبود ولی مهتابی ک من میشناختمم تامبوی بودددد ایول :)
گفته بودی و اینک من وارد میشوم بعدش عوض کردی نه؟؟ توهم زدم؟؟؟! واسه اون گفتم یو ها ها ها ها
۱۳ دی ۹۸، ۱۴:۵۱
پاسخ:
آره یادم افتاد دسترسی ندارم ک تغییر بدم XD
یوها ها ها ها خخخ
۱۳ دی ۹۸، ۱۴:۵۱
پاسخ:
ها؟ D=
زدممممم بپاک
۱۳ دی ۹۸، ۱۴:۵۱
پاسخ:
دسترسی *^*
عکسه دوباره اومد خخخ
۱۳ دی ۹۸، ۱۴:۵۱
پاسخ:
دونت وری D=
توی اون شناسه کاربری چی باید بزنمممم:"
(وقتی غزل خنگ میشود)
۱۳ دی ۹۸، ۱۴:۵۱
پاسخ:
=)
عکسشم اینه
۱۳ دی ۹۸، ۱۴:۵۱
پاسخ:
*^*
یکیش اینه
۱۳ دی ۹۸، ۱۴:۵۱
پاسخ:
اوکی
http://my-messy-mind.mihanblog.com/
خب کلا با آیفون نمیشه هیچ غلطی کرد فقط اعصاب خورد میکنه:/ ببین این متنه باید این شکلی شه الان برات عکس میفرستم. یه عکسم روش بزار که اونم میفرستم
۱۳ دی ۹۸، ۱۴:۵۱
پاسخ:
اوکی ولی فقط نویسندم کن نمیتونم بیام از اکانتت دستکاریش کنم کههه
فقط یه چیزی چون با گوشی میام نمیتونم یه سری چیزاشو ادیت کنم تو میکنی برام؟؟
۱۳ دی ۹۸، ۱۴:۵۱
پاسخ:
اوکیه چیارو؟
وایسا پست اولو بزارممم
۱۳ دی ۹۸، ۱۴:۵۱
پاسخ:
اوکی
خب خب خب بنده پس از تلاش های فراوان موفق شدمممم
۱۳ دی ۹۸، ۱۴:۵۱
پاسخ:
یههههه آدرس :))
خب موفق شدم فقط دسترسی به هیچ قسمت مجاز نمیباشد:"
۱۳ دی ۹۸، ۱۴:۵۱
پاسخ:
خو گفتم ک من نویسندت کردم و اکانت ساختم اینجا برات حالا برو تو قسمت ساخت بلاگ جدید و وبلاگ خودتو بساز :)
اره درس میزنم فک کنم هنگ کرده میخوام بهت کامنت بدمم هی خطا میزنه وایسا تلاشمو بکنم
۱۳ دی ۹۸، ۱۴:۵۱
پاسخ:
:"
نفیسه اونایی که دادیو میزنم تو میهن باز نمیکنه:/
۱۳ دی ۹۸، ۱۴:۵۱
پاسخ:
من تست کردم الان رف تو آدرس بلاگو بدون میهن بلاگ و ایناش زدی دیگه؟ فقط باید میزدی symphony-of-mylife
جرخوردم از دست شما دوتا نکنین اینکاراروعاغا
عععر راس میگیا من اینشکلیمXDD خودم تاحالا دقت نکرده بودم جرر
بیاین براتون کلاسای اعتماد بسقف میذارم عزیزانممم
تازه غزلو ندیدی
لباش خط لب خدادادی دارن. خ خوبه بعد درشتم هستن ؛ینی اووفففه
۱۳ دی ۹۸، ۱۴:۵۱
پاسخ:
ینی تاحالا خودتو ندیده بودی دقیق؟ جدی؟ پشماممم ن ممنون لطف داری شما :" زحمتت میشه یوقت بیااا غزلم خودش خوشگله بعد اینجا متواضع میشه میگ ن و اینا :| اینجا تنها کسی ک میتونه شما دوتا رو بزنه فقط خودمم پ.ن: بله بله؟ «خ خوبه ینی اووفففه»؟ این حرفا ینی چی؟ اینارو باید تو خلوتتون بگی ب خودش اینجا کلی نامحرم هس میشنوه عهه
واقن واقن بعد فک کن من هچین فردیو که دوست صمیمیم هست هرروز میبینم!!!
۱۳ دی ۹۸، ۱۴:۵۱
پاسخ:
خوبه دیگ هر روز میتونی بزنیش و فحشش بدی لااقل دلت خنک میشه
سلام مجددددد خب دینا بسی جذاب و خفنه. قدش بلنده. لاغره. پوستش سبزس. موهاش پسرونس. چشاش درشته و صورتش گرده. لباشم خوشگلن. دیگه چی بگمممم... اها موهاش مشکیه و چشاشم همینطور
۱۳ دی ۹۸، ۱۴:۵۱
پاسخ:
هلو هلووو با وجود فردی مث دینا عایا اعتماد بنفسی هم برا ما میمونه عایاااا؟؟؟ بمیری ایشاله :") -خطاب ب دینا-
میتونی از غزل راجعب مشخصات ظاهریم بپرسی :>
۱۳ دی ۹۸، ۱۴:۵۱
پاسخ:
غزللللللللللللللل مشخصات ظاهری دینارو بگووووو
منم خیلی تامبوی طورمااا
عع پس دیناها یجورایی شبیهن *-* -دارای اعتماد بسقف فراوان :>-
۱۳ دی ۹۸، ۱۴:۵۱
پاسخ:
عارهههه عکساتو دیدم اینطور ب نظر میاد :") -اعتماد بسقف دینا را گلوله کرده و شوت میکند توی گلویش-
عارههه خیلی این متنت درس بووود
من از ساراها خیلی بدم مییاددد جز اون ساراعه ک وب داشت و پاکش کرد و قبلن میومد وبم.
اولین ساراعه خیلی عن بود و بیشعور و عوضی بود برا همین من دیگه از ساراها خ بدم میاد -__-
ن اتفاقا من هیچوقت دوروبرم کسی اسمش نفیسه نبود و تو اولیش بودی بنابرین ازین اسم خاطره ی خوبی برام گذاشتی :>>>>>>>>>>
۱۳ دی ۹۸، ۱۴:۵۱
پاسخ:
والا نصف آدمای اطراف من ساران :/ قشنگ نصفشون عه ایوللللل چ خوبببب اسممو دوس ندارم ولی از این لحاظ حداقل یذره میتونه جبران کنه مزخرف بودنشو ی دینا بود تو باشگامون -نمیاد دیگ البته- بعد خیلی خوشگل و کیوت بود تامبویم بود :") اولش ک بات آشنا شدم اون همش می اومد تو ذهنم ولی الان دیگ جا اون متنای کیوت و حرفای کیوت ترت میاد :") (البت عکستم دیدم تو استوری دیبا... هاهاهاها)
نفیسه نمیتونم بزنم میهن میگه الان نمیشه تو میتونی؟
۱۳ دی ۹۸، ۱۴:۵۱
پاسخ:
گفتم بت
عه خب خوبه پس. من میرم تو کارش.تو پینترست ایده هامو بهت میگم
۱۳ دی ۹۸، ۱۴:۵۱
پاسخ:
اوکی منتظرم
ککک خوشحال شدم با این حرفت پس یه شباهت دیگه: جفتمون اعتماد بنفسمون پایینه
۱۳ دی ۹۸، ۱۴:۵۱
پاسخ:
یس یسسسس
وای اره راس میگی داشتم به این فک میکردم که توهم نویسنده باشی تو وبم... البته اگه میتونی. یه ایده هایی تو ذهنم دارم راستش
۱۳ دی ۹۸، ۱۴:۵۱
پاسخ:
اوکی شما وبو بزن ما در خدمتیم :))♥
نه نه نه ازش بدم نمیاد فقط اونجا رو نروم بود!
تصویر ذهنی با موفقیت شکل گرفت.انقد اعتماد بنفست پایین نباشه عه.بنظرم تو خوشگلی.
من قدم ١٥٤ ئه ( کوتاهم) چشام بین قهوه ای و مشکیه.موهام خرماییه و یجورایی موج داره. ویژگی بارزم لبامه که میگن انگار پروتز کردم و دینا میگه خط لب دارن.ککک.امممم دیگه پوستم سبزس و مثل تو خوشگل نیستم
۱۳ دی ۹۸، ۱۴:۵۱
پاسخ:
آخه من خودم با خوندنش چیزی ب ذهنم نمیرسید گفتم شاید توام همینطوری باشی XD جرررررر *^* ب من میگی اعتماد بنفسم پایینه بعد خودتو چی میگی؟ ینی موهای خرمایی موج دار با پوست سبزه و لبای پروتز و چشای بین قهوه ای و مشکی خوشگل نیس؟؟؟؟ راستی غزل تو قرار بود وب بزنی... فک نکن یادم رفتهههه
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی