A Glimpse of Life
Static
Side-bar GIF

A Glimpse of Life

و وقتی که هیچ‌کس نیست که صبح‌ها بیدارت کنه؛ و وقتی که هیچ‌کس نیست که شب‌ها منتظرت باشه؛ و وقتی که می‌تونی هرکاری که دلت می‌خواد انجام بدی؛ اسمش رو چی می‌ذاری؟ آزادی یا تنهایی؟
- چارلز بوکوفسکی -

leaf
star
moon
snowflake

منحصر به فردترین.

منحصر به فرد ترین آدم زندگی ام، قیافه ی زیبایی ندارد. شبیه خودم نیست و تابحال یک بار هم قربان صدقه اش نرفتم. تابحال به رویش نیاوردم که چقدر دوستش دارم. منحصر به فرد ترین آدم زندگی ام، همان طور که انتظار می رود، از تمام جیک و پیک زندگی ام خبر دارد. او همان کسی است که کنارش می توانم چرت و پرت ترین افکارم را بر زبان بیاورم. همان کسی است که از مسخره ترین متن هایم، زشت ترین عکس هایم، و خجالت آورترین خاطراتم خبر دارد. او همان کسی است که وقتی دوتایی می رویم باشگاه یا هر جای دیگری، خیال می کنند دوقلواییم. (البته ذکر کنم که هیچ شباهتی به همدیگر نداریم! ملت کم کم دارند به سمت و سوی گاو بودن می روند. ضمانت من را بپذیرید.) منحصر به فرد ترین آدم زندگی ام، معمولی ترین قیافه ی ممکن را دارد. نه چشمانش درشت است، نه لب های قلوه ای دارد، نه بینی اش عملی است، موهایش هم خوش حالت و لخت نیست حتی. لاغرِ لاغر هم نیست. قد بلندِ قد بلند هم نیست. خلقیات مشترک زیادی هم نداریم.اما گاهی چیزهای کوچک می توانند چیزهای بزرگ را از بین ببرند.گاهی مهربانی، گاهی قدرت کلمات، گاهی یک قلب بزرگ و عمیق که می تواند تمام دنیا را با مهربانیش بپوشاند، گاهی لبخندی هنگام سختی ها، گاهی چشمانی که فریاد می زنند کنارت خواهند ماند، گاهی سکوت کردن حتی. بارها شده که ساعت ها و روزها، آنقدر شدید دعوا کردیم که به یکدیگر نگاه هم نمی کردیم! اما مهم این بود که وقتی یکی از ما، سکوت بینمان را می شکست، دیگری، جوابش را می داد و طی دقایقی دیگر فراموشمان می شد که همین چند دقیقه پیش از یکدیگر متنفر بودیم! گاهی همین چیزهای کوچک زندگی ات را نجات می دهند. گاهی بخاطر کارهای کوچکی که خودت هم ازشان خبری نداری، دنیا، فرشته ای را می اندازد توی بغلت که اگر هم بخواهی نمی توانی از شرش خلاص شوی. نمی توانی از شر خوبی هایش خلاص شوی.

بخاطر آن فرشته ی کوچک ممنونم. بخاطر اینکه یک سال دیگر نیز کنار هم بودیم و قرار است سال های بعد هم، کنار هم باشیم.در آخر، فرشته ای که چسبیدی به زمین و قصد نداری بروی خانه ی خودتان، می خواهم خیلی بی شیله پیله بروم سراغ اصل مطلب. خیال نکن قرار است در این روز خاص قربان صدقه ات بروم و اعتراف کنم که چقدر دوستت دارم! تولدت مبارک.

جمعه ۲۴ آبان ۹۸
نظرات (۶)

اگه دوباره جان نمیدی بگم که دختر تو داستان و متن های کوتاه محشریییی !!

۱۰ دی ۹۹، ۱۵:۰۶
پاسخ:
*وی جان می دهد*
نویسنده ی موفقی میشی به نظرم
۱۳ دی ۹۸، ۱۴:۵۰
پاسخ:
فامصقحصقنهلبذتسقمصقلجس جررررررررررررررر -وی بعد از خواندن این کامنت جان داد-
اونم تولدش مبارک*-*
۱۳ دی ۹۸، ۱۴:۵۰
پاسخ:
هپی مپی *^^*
چ قشنگ :""""""") لهنتی!
+
برات یه لقب گذاشتم از علاقه ی زیاد *-*
" کورکودیل یک سانتی"
مای هارت آپم:"))) نظرت خیلی مهمه پس بگو
۱۳ دی ۹۸، ۱۴:۵۰
پاسخ:
:""") + عاممم الان باید بگم مرسی بخاطر لقب گذاشتن از علاقه زیاد یا باید بزنمت بخاطر «کوروکودیل» یا باید موهاتو بکشم بخاطر اون «یک سانتی» :| خاهرم این ک هیچیش بمن ربط نداره ینی چییی XD کامینگ
واااو! الان همچین آدمیو تو زندگیم ندارم-داشته و از دست دادم- پس بهم حق بده با خوندن این گریه کنم:) -البته تورو دارمااااا-
۱۳ دی ۹۸، ۱۴:۵۰
پاسخ:
یکی پیدا میشه از قبلیه هزاران برابر بهتر :") -منم تورو دارممممم-
بذار بگم : محشر بود ! به گریه انداختم ! :""
۱۳ دی ۹۸، ۱۴:۵۰
پاسخ:
عرر جدی؟
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی