A Glimpse of Life
Static
Side-bar GIF

A Glimpse of Life

و وقتی که هیچ‌کس نیست که صبح‌ها بیدارت کنه؛ و وقتی که هیچ‌کس نیست که شب‌ها منتظرت باشه؛ و وقتی که می‌تونی هرکاری که دلت می‌خواد انجام بدی؛ اسمش رو چی می‌ذاری؟ آزادی یا تنهایی؟
- چارلز بوکوفسکی -

leaf
star
moon
snowflake

نمی دانید چقدر دوستش دارم.

استعداد نوشتن متن طنز ندارم و با اینکه قرار است مثلا جدی و عاطفی بنویسم باز هم هر وقت به فکرش می افتم خنده ام می گیرد! اصلا هر وقت نگاهش میکنم بی اختیار می خندم. از آن خنده های زورکی هم نیست. از آن خنده هایی است که خودت هم نمی دانی چرا میخندی و اصلا در فکر خندیدن هم نیستی، فقط به چشم هایش نگاه میکنی و اسمش را صدا میکنی و او مظلومانه جوابت را می دهد و قربان صدقه اش می روی و میخندی! به همین سادگی و خوشمزگی! اصلا هر وقت نگاهش میکنم، که دارد از این سمت خانه به آن سمت خانه می دود تا شکار کند خنده ام می گیرد. هر وقت نگاهش میکنم که مظلومانه نشسته و به آب خوردن من نگاه میکند و منتظر است تا به او هم چیزی بدهم خنده ام می گیرد. هر وقت نگاهش میکنم که شیطنت میکند و آماده ام که دعوایش کنم خنده ام می گیرد. هر وقت نگاهش میکنم که راه میرود و وقتی میخواهم نازش کنم قدم هایش را تند میکند خنده ام می گیرد. هر وقت که می آید و با دستش به پایم ضربه میزند و می دود تا دنبالش کنم، خنده ام می گیرد. هر وقت که می خوابد و می توانم ساعت ها نگاهش کنم بی اینکه از دستم قایم شود، خنده ام می گیرد. حتی همین الان که دوباره دارم متن را میخوانم برای ویرایشات، خنده ام می گیرد!همانطور که میتوانم در هر شرایطی دوستش داشته باشم، میتوانم جمله ها و صفحه ها درباره اش بنویسم. درباره ی چشم های سبزش، درباره بدن سفیدش با خط های راه راه سیاه و خاکستری، درباره موهای پف کرده اش هنگامی که مضطرب است، درباره پنجه های نرم و صورتی رنگش، درباره صدای نازک و مظلومانه اش، درباره شیطنت هایش، درباره بوی خاصی که می دهد، درباره رفتارش. میتوانم ساعت ها بنویسم. میتوانم روزها بنویسم و بنویسم و مطمئن باشم که هرچقدر هم که خط های تازه ای اضافه کنم هرگز هرگز هرگز نمی توانید درک کنید که چقدر خاص است. چقدر دوست داشتنی است.

راستی! مهم ترین قسمتش یادم رفت!

گربه ام را می گویم.

جمعه ۳ آبان ۹۸
نظرات (۸)

اره اگر برام بفرستی خیلی خوشحال میشم.

من میمیرم واسه گربه ها

^_^

۲۱ فروردين ۹۹، ۱۴:۱۳
پاسخ:
حله پس *^*
من از اولش فمیدم داری راجب گربت مینویسی حتی بااینک نمدونسم گربه داری نمد چرا:./
اخی چ کیوت×ـ×
۱۳ دی ۹۸، ۱۴:۵۰
پاسخ:
تله پاتی ذهنی داشتیم حتمن :" قابل نداره میتونی برش داری برا خودت :))
خیلی خوب نوشتی لعنتی T_T *-*
+
منم اولش فکر کردم در مورد شخصی نوشتی XD
۱۳ دی ۹۸، ۱۴:۵۰
پاسخ:
تنکیووو *^* + عررر XDD
عهه چراا؟؟:(
۱۳ دی ۹۸، ۱۴:۵۰
پاسخ:
تا یه متن جدید بنویسم براش
کیوووت^*^
ععع پست ثابتت کووووو؟
۱۳ دی ۹۸، ۱۴:۵۰
پاسخ:
*^^^* چرکنویسش کردم :"""
به خداXD
اصن قاط زدم یعنی
۱۳ دی ۹۸، ۱۴:۵۰
پاسخ:
عرررررر
Cuteeeeeeeee*-*
Khayli khob minivisi lanati
۱۳ دی ۹۸، ۱۴:۵۰
پاسخ:
تنکیووو *^^^*
داشتم متنو میخوندم یه لحظه فکر کردم در مورد یه کسی یه شخصی نوشتی تا خوندم "درباره چشم های سبزش،درباره بدن سفیدش با خط های سیاه و خاکستری و دست و پنچه صورتی رنگو..."
به خودم گفتم"این شخصی که داره تعریف میکنه چرا انقدر عجیب غریبه؟XD"
وقتی جمله آخرو خوندم فهمیدم در مورد گربه نوشته بودیXDDDD
یعنی ذهنم یه جوریهXDD
+خیلییی کیوت و ناناز نوشتی!اتفاقا عاشق گربم> خیلی سافتههههT^T
۱۳ دی ۹۸، ۱۴:۵۰
پاسخ:
عرررررر جدییییییی سحر عاشقتممم XDDDD + مرسییی T-T منم همینطورررر T----T
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی